تبليغاتX
داستان‌های کودکانه

داستان‌های کودکانه

نوشته‌های کودکانه‌ی صبا سالاری

من باهوشم

بابا از من پرسید: «اگر من دختر نداشتم چی داشتم؟»

بابا گفت اگر پاسخ این پرسش را بدهی، خیلی باهوشی!

من خیلی فکر نکردم.

خیلی زود گفتم: غم

بابا من را بوسید و گفت: آفرین دخترم، تو خیلی باهوشی.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 10:0  توسط صبا سالاری  | 

داستان شب

بابا هر شب برای من داستان می خواند

دوستانم می گویند چه بابای خوبی داری

من می گویم:

چه بابایی چه بابایی چه بابایی

به به




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 20:18  توسط صبا سالاری  | 

کلم کلم پیف پیف

بابا کلم خرید. گل کلم سفید.

مامان شست.

من خوردم. به به.

بابا گفت کم بخور.

من خوردم خوردم خوردم.

وای چی شد ...............!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 15:20  توسط صبا سالاری  | 

سوسمار مهربانم

بابا می گوید سوسمارها و مارمولک های ایران زهر ندارند. در همه ی جهان فقط دو گونه سوسمار زهردار هست که خانه ی آن  ها خیلی دور است، در قاره ی آمریکا است. من رفتم خانه ی دوست بابا و این مارمولک زیبا را دیدم. دوستش دارم خیلی. نامش گکوی پلنگی است و حشره و عقرب می خورد!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 17:19  توسط صبا سالاری  | 

سلام آقای بازیگر


سلام آقای بازیگر

در تلویزیون دیدمت، شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، شبکه ی پنج



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 17:17  توسط صبا سالاری  | 

شعر گفتم


بابا از سر کار آمد.

گفتم: بابا من شعر گفتم.

بابا گفت: آفرین دختر گلم بیا برای من بخوان.

من خواندم:

اولی ها پا تخته

دومی ها شلخته

سومی ها پلیسن

چهارمی ها رییسن

پنجمی ها عزیزن


مامان گفت ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 15:50  توسط صبا سالاری  | 

چگونه پژوهش کنیم


اگر ما بخواهیم درباره ی چیزی تحقیق یا به قول بابام پژوهش کنیم بهتر است یک کتاب دانشنامه پیدا کنیم.

دانشنامه چیست؟

دانشنامه کتابی است که درباره ی همه چیز یاد می گیریم. برای مثال، درباره ی گیاهان، جانوران، کشورها، بدن انسان، کره ی زمین، خورشید و ستارگان، فضانوردان و خیلی چیزهای دیگر.

اگر بخواهیم  درباره ی چیزی تحقیق کنیم باید به آخر دانشنامه برویم. یک جایی به نام نمایه دارد.

نمایه چیست؟

همه ی کلمه های کتاب در آن آمده است و شماره ی صفحه نوشته شده است. ما کلمه را پیدا می کنیم. شماره ی جلوی آن را می بینیم و به آن صفحه می رویم.

برای مثال، کلمه ی جانوران را پیدا می کنیم و جلوی آن نوشته است 66-69 پس به صفحه های 66، 67، 68 و 69 می رویم. خط تیره میان عددها یعنی از یک صفحه تا صفحه ی دیگر. این صفحه ها را می خوانیم و با جانوران آشنا می شویم.

حالا اگر بخواهیم درباره ی زرافه بدانیم، باید به نمایه برویم و کلمه ی زرافه را پیدا کنیم. جلوش نوشته است 66، 69. پس می رویم به همین دو تا صفحه نه جای دیگر.

پژوهش دانه

من که نمایه را از بابا یاد گرفتم. تحقیق خانم معلم درباره ی دانه را با دانشنامه انجام دادم. بابا هم از من خواست این مطلب را برای شما بنویسم تا شما هم به آسانی تحقیق کنید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 16:53  توسط صبا سالاری  | 

وقتی بابا جایزه می گیرد

وقتی بابا جایزه می گیرد خیلی خوشحال می شوم. خیلی برای بابا دست می زنم. بابا هم به ما جایزه می دهد. خانوادگی می رویم کباب خوری. به به!!



بابا باز هم جایزه بگیر

من کباب خیلی دوست دارم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:35  توسط صبا سالاری  | 

گردن کج گلابی

پدرم یک داستان قشنگ برایم گفت. نام آن داستان گردن کج گلابی بود.

یک پادشاه بود که وزیری داشت. پادشاه به وزیرش گفت: در داخل یخچال چه داریم.

وزیر گفت: هیچی سرورم.

پادشاه به وزیرش گفت: برو روی یک کاغذ بنویس که هر که غذاهای خوب و خوشمزه دارد بیاورد.

فردا غذاهای خوش مزه ای آوردند.

مثال: کیک شیرازی، سوپ چینی، آب دوغ خیار و همه چی.

وزیر به مردم گفت: همه ی غذاهای خوب و خوش مزه را به پادشاه بدهید.

پادشاه به مردم گفت: بروید به خانه هایتان.

اما یکی نرفت خانه اش ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 15:12  توسط صبا سالاری  | 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 11:52  توسط صبا سالاری  |